پاسخهای استاد
باز هم مثل قبل از بی کاری بعد از کلاس زبان مستقیم به کتاب فروشی رفتم و دو عدد کتاب خریدم. کلا دوست ندارم بدانم چه قرار است بخرم؟ رفتم ببینم چه هست...میبینید باز هم میخواهم از کتاب بگویم اما موضوعی در ذهن دارم که در رابطه با آن سعی میکنم پستی آماده کنم.استاد متفکر شهید مرتضی مطهری کتابی 92 صفحه ای تحت عنوان مسیله ی حجاب نوشته اند که پس از انتشار یکی از فضلا در سال 1349 هجری شمسی در حاشیه ی نسخه ای از چاپ سوم این کتاب نظرات انتقادی خود را گفتند و سپس استاد جواب آنها را زیر همان نقدها مینویسد.که اکنون مجموع آن نقدها و پاسخ ها شده همین کتاب (پاسخهای استاد).وقتی در کتاب فروشی این کتاب را دیدم عمدا آن را خریدم تا شیوه ی پاسخ گویی شهید مطهری را در برابر نقد های این فاضل ببینم .
اما در کنار شیوه ی بیان از برخی مطالب کتاب هم استفاده کردم(در واقع به نظر من این کتاب حساس ترین قسمت های کتاب مسیله ی حجاب را دربر داشت و من زیرکی کردم و...)برخی نمونه ها را در پایین آورده ام...
در یک جا از کتاب نقد بر این است که اسلام نهایت حجاب را برای زن درنظر گرفته که استاد با استناد به اسناد جواب میدهد که خیر... دوران قبل از اسلام حجاب سختی داشته اند و فوق اسلام بوده...پیغمبر اکرم و امیرالمومنین و سایر ایمه اطهار در محاورات خود نام همسرانشان را می بردند که خدیجه یا فاطمه یا ام حمیده چنین و چنان کرد ولی امروز اگر امروز یک مرجع تقلید نام همسر خود را بدون تغیراتی از قبیل اهل بیت یا والده ی فلانی یا خانواده و امثال اینها ببرد کاری زشت تلقی میشود/ یک بخشی که حیفم آمد ننویسم این بود که استاد گفتند بنا به اسناد ریشه ی اجتماعی پدید آمدن حریم و حایل میان زن و مرد باید در عاملی اساسی که همان تدبیر ماهرانه ی غریزی خود زن است جستجو کرد( نه صرفا میل به ریاضت مرد یا میل مرد به استثمار زن یا عادت زنانگی زن و ...)/ شهید مطهری در پاسخ به یک نقد که بسیار بی جاست اینگونه پاسخ میدهد: مثل اینکه علیه اسلام هرچه صورت بگیرد مانعی ندارد فقط کاری که نباید بشود این است که خاطر مبارک آنان که دانسته یا ندانسته اسلام را مسخ کرده اند رنجه نشود وغبار کمی هم بر اعتبار و حیثیت آنها ننشیند/ یکی از نقدهای آن عالم به یک قسمت از متن کتاب که استاد کار دراجتماع با رعایت حفظ حریم را مناسب میداند: تشویق به کارهای اجتماعی بیرونی برای زن!!/ در قسمتی به استاد اشکال میگیرد که اروپاییها را تایید کرده ای؟ استاد با کمال قاطعیت پاسخ میدهد:اروپاییها ضرب المثل فضیلت نیستند و همیشه هم آنها را نقد کرده ام ولی ضرب المثل صراحت و نظم هستند و ما هم نباید به خاطر اینکه آنها را دشمن داریم انکار کنیم/ استاد در مقابل نقد پاسخ میگوید که هنگام صحبت زن و مرد(البته طبق آیه):... پس آیه نظر استقلالی و تماشایی را که دقیق و خیره است نهی می کند اما نظر آلی و تخاطبی را نهی نمیکند/ به استاد نقد میکنند که چرا حرفهای راسل را استدلال میکنید استاد پاسخ میدهد میلیونها نسخه از این نوشته ها در جهان منتشر شده و نقل نکردن ما کاری از قبیل سر زیر برف کردن کبک است و خودمان را ریشخند کردن(که این هم راستای حرفهای دکتر شریعتی در کتاب پدر مادر ما متهمیم است)/ یکی دیگر از نقدها:...هرچه پای زن به اجتماع بیشتر باز شود زمینه برای تمتعات عمومی و زنا فراهم تر میشود/اینهم بخشی از خود کتاب مسیله ی حجاب: در بسیاری از موارد فقها در اثبات احکام به سیره تمسک می جویند.مثلا در مورد ریش تراشی میگویند محکم ترین دلیل حرمت آن سیره ی مسلمین است که ریش را نتراشند(...ریش گذاشتن حرام نیست ولی اینکه ریش گذاشتن واجب باشد استنباط نمیشود زیرا ممکن است مستحب و یا مباح باشد)در مسیله ی پوشش وجه و کفین نیز به سیره ی مسلمین تمسک شده است و نقد:...زیرا ریش نتراشیدن در بین مسلمین به طوری تلقی میشده که نباید تراشید، نه به این طور که مانعی ندارد نتراشیم.فافهم و پاسخ استاد: چنین نیست ولهذا فقهای عصر حاضر در استناد به این سیره دچار اشکال و تردیدند/در یک قسمت از پاسخ استاد به نقدی در مورد اینکه داستانی از پیامبر مبنی بر اینکه به دخترش(سوده) در شب برای کار شخصیش اجازه خروج داده: ... من خواسته ام با ارایه ی این داستان آینه دست خشکه مقدسان بدهم... و بفهمند که از دست امثال آنها چه بر سر مسلمین آمده و می آید و...که علت فاجعه ی کربلا هم اینها بودند/ منتقد در جایی از نقد به استاد میگوید که معلوم نیس طرفدار کدام فلسفه اید و پاسخ استاد با شروع عالی ای است... شما که سالها با من معاشر بوده اید بهتر میدانید که تابع چه فلسفه ای هستم؟ صهیونیستی؟ کمونیستی؟ و..به هر حال ضد اسلامی.../ در بخشی از پاسخ استاد به نقد میگویند ضمن اینکه برای طبقه ی مراجع تقلید بسیار احترام قایلم اما مانند عوام فکر نمیکنم که هر که در طبقه ی مراجع قرار گرفت مورد عنایت خاص امام زمان(عج) است ومصون از خطا و گناه و فسق است
و اما نظر شخصی:
در قسمتی از کتاب که برای شما هم آورده ام مشترکات زیادی بین صحبتهای دکتر شریعتی و استاد مطهری آمده است و این حس خوبی به من میدهد.توانایی استاد در فن بیان و پاسخ های منطقی جذاب و قابل تامل است هرجا که نیاز هم بوده به حدش تندی کرده است و اجازه نداده دیگری بر او مسلط شود ضمن اینکه علاوه بر شیوه ی بیان از محتوا و مفهوم کتاب نیز سود بردم واینکه متوجه شدم که در نوشتن چقدر باید دقت کرد چرا که دیگران منتظر کوچکترین لغزش نویسنده اند...
خدا نگهدار

